سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی
طبقه بندی موضوعی

نوشتن، غمگین است!

سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۴۷ ب.ظ

درست نمی‌دانم کجا، کِی و از زبان چه کسی بود که شنیدم: «نوشتن غمگین است»؛ بعد از آن بود که ذره‌ذره باورم شد که ما اغلب وقتی غمگین و آزرده‌خاطریم به نوشتن رو می‌آوریم. وگرنه آن روزهای خوشی و خرمی و شادی که نمی‌شود برای نوشتن وقت گذاشت... باید تمام دل و روح آدم از حرف پر شود تا بیرونش بریزیم. باید چیزی در گوشۀ ذهن ما شروع به بی‌قراری کند تا تصمیم بگیریم آرام‌اش کنیم. برای همین نویسنده‌ها اغلب آدم‌های عجیبی هستند. همین دیروز داشتم بهت می‌گفتم: «همیشه باید سعی کنی درکشان کنی، همیشه باید سعی کنی حق بدهی، و همیشه باید انتظار هر چیزی را داشته باشی؛ چرا که برای یک نویسنده، یک روز بهار است و روز دیگر زمستان. تو در مقابل این جور آدم‌ها، توأمان مقصری و محق!» من هم مثل تو ترجیح می‌دهم آدم‌ها مستقیم حرفشان را بزنند، نه در لفافه، نه در قصه‌ها و روابطشان با آدم‌های دیگر. اما چه باید کرد؟ آدم‌ها را نمی‌شود تغییر داد؛ دنیای بدی‌ست فاطمه...

  • المیرا شاهان

نظرات  (۴)

سلام
مخالفم،بنده الان نمی نویسم چون با نوشتن اذیت می شدم.والا کلی متن وحرف برا گفتن دارم.دلیل نوشتن یا ندشتن به دلیل لذت بردن یا نبردن هست...
پاسخ:
من از نوشتن گفتم، نه از ننوشتن.
به هر حال نوشتن می تونه برای بعضی از سر رنج باشه و برای بعضی دلایل دیگه ای داشته باشه.

راستی اون هایی که با نوشتن آروم می شن چی؟ می نویسن که از شادی خلاص بشن یا از غم؟
سلام علیکم
اگر تمام دل و روح آدم پر نشود، معمولاً آن‌چه برمی‌آید بر دل نمی‌نشیند، حداقل بر دل خود آدم.
پاسخ:
درسته...
  • مجید اساطیری
  • دریغا که من گاهی دلم میخواهد یک کلمه دیگر هم حرف نزنم و به جایش فقط بنویسم.
    پاسخ:
    کاش می شد. اما برای حرف نزدن باید رفت به جزیره ای دور. زندگی با مردم و در کنارشون این اجازه رو نمیده به آدم...
  • همطاف یلنیـــز
  • سلام سلام
    نوشتن غمگین است شد شبیه دنیا رنج است. زندگی رنج است
    البته من هر دو را دوست دارم. هم نوشتن هم زندگی، با غم و رنجش هم کنار می آیم
    پاسخ:
    رنج زندگی گاهی آدمو بدجور زمین می زنه. حیف که رنج جزء لاینفک زندگی ست...