سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی
طبقه بندی موضوعی

احسان شاه حسینی

چیزی نمانده تا روزهای کنکور کارشناسی سر برسند و دانش آموزان برای گذراندن آزمون سراسری، راهی محل های آزمون شوند. حالا در این مدت محدود، دیگر وقت آن است که هر کسی نگاهی به کوله بارش کند و ببیند چه کارها کرده و برای یکی از سرنوشت سازترین مراحل زندگی اش، آماده شود.

به همین مناسبت گفتگویی با آقای احسان شاه حسینی، دبیر فیزیک و مشاور دبیرستان، تدارک دیده ایم با طرح این پرسش که «چگونه کنکور بهتری بدهیم؟».

* در مدت زمان باقیمانده تا کنکور، چه کارهایی باید از سوی دانش آموز صورت بگیرد تا آزمون خوبی را پشت سر بگذارد؟

همه چیز بستگی به خود دانش آموز دارد. آنچه که بیشتر از سواد، بر کنکور سراسری تاثیر می گذارد، مرور و روحیه است. روحیه در حقیقت همان چیزی ست که از دید ما دبیران EQ نامیده می شود. دانش آموزان باید سر حال، خوشحال، با انگیزه و امید باشند. استرس، عصبی بودن و مواردی از این دست باعث می شود که حتی اگر خیلی تا زمان کنکور مطالعه داشته اند، نتیجه ی مطلوب را کسب نکنند. آن هایی که وضعیت خوبی دارند و دانش آموزی قوی هستند، بهتر است در زمان باقیمانده تا کنکوراندوخته و آموخته هایشان را مرور کنند. اما ضعیف ترها باید موضوعی مطالعه کنند. یعنی بروند سراغ مباحثی که تعداد تست بیشتری از آن ها در کنکور هست، اما تلاش کمتری برای یادگیری، مرور و تمرین می خواهد. اگر به این شیوه عمل کنند احتمال موفقیتشان بیشتر است. اما اگر بخواهند همه مطالب را جمع بندی کنند، احتمالا نمی رسند و اضطرابشان بیشتر می شود.

* اگر دانش آموزی بخواهد از صفر شروع کند چطور؟ برای شروع دوباره خیلی دیر شده است؟

این مسئله وابسته به خود فرد است. سال گذشته دو نفر از همشهری جوانی ها در کنکور سراسری شرکت کردند و پاسخنامه را سفید تحویل دادند. یکی از آن ها از بین حدود 440هزار شرکت کننده رشته تجربی، رتبه 40 هزار به دست آورد و دیگری از بین حدود 200 هزار نفر شرکت کننده آزمون ریاضی، 38 هزار شد. این نتیجه به این معناست که حتی اگر صفر در صد از تمام درس ها هم بزنید، باز هم برای انتخاب رشته مجاز می شوید. متاسفانه بسیاری از شرکت کنندگان کنکور، با وجودی که مطالعه نسبتاً خوبی در این زمینه داشته اند، اما با پاسخ های اشتباه، نمره منفی می گیرند و ضرر می کنند. حالا در این زمان محدود هم می توان نتیجه گرفت، اما این باز بستگی دارد که دانش آموز چه طور مطالعه کند و روی چه مباحثی سرمایه گذاری کند.


* آیا تمام مدت باید به درس خواندن ادامه داد؟ یعنی دانش آموزان نباید زمانی برای فراغت داشته باشند؟

خیر، دائما درس خواندن کار اشتباهی است. متاسفانه بسیاری از والدین با فشارهای کاذب موجب می شوند که فرزندشان دائما خودش را به درس خواندن مشغول کند و این می تواند اضطراب و استرس دانش آموز را تشدید کند. در مدت باقیمانده باید زمان مطالعه را افزایش داد، اما این به این معنا نیست که هیچ تفریح و کاری جز درس خواندن را کنار بگذارند. این مداوم درس خواندن موجب می شود که روح دانش آموز خسته شود و کشش و تمرکز لازم برای حضور در جلسه کنکور را از دست بدهد.

* عده ای معتقدند هفته ی آخر یا یک روز مانده به کنکور، باید درس خواندن را کنار گذاشت، چون ممکن است مطالب از ذهن دانش آموز فراموش شود و عده ای خلاف این عقیده را دارند. نظر شما در این باره چیست؟

من اعتقاد دارم که دانش آموز حتی تا دم جلسه ی کنکور باید کتاب یا جزواتش دستش باشد. مغز انسان توانایی دریافت همه مطالب را دارد و اگرچه ممکن است کمی ذهن دچار آشفتگی شود اما مطالب هرگز از خاطرش نمی روند و موضوعاتی که در موقع کنکور به آن ها نیاز دارد توسط مغز، به سادگی در اختیارش قرار می گیرند. به این شرط که پیش از آن نیز مرور کافی بر مباحث داشته باشد.

* اینکه دانش آموزان در هر سطحی که هستند، در کلاس های جمع بندی دبیران شرکت کنند، مفید فایده هست یا خیر؟

شرکت در کلاس های جمع بندی برای برخی از دروس لازم نیست. مثلا درسی مثل ریاضی حل تمرین های مشابه سال است که با مرور جزوات هم نتیجه می دهد، اما دروسی که نکات ریز یا حفظی دارند نیازمند مرور و تکرارند. طبیعتاً دانش آموزانی که از قبل مطالعه کافی بر مباحث داشته اند نتیجه ی بهتری می گیرند. پیشنهاد من این است که دانش آموزان در کنکورهای آزمایشی شرکت کنند تا شرایطی مشابه کنکور را تجربه کنند یا یک روز در میان از خودشان آزمون بگیرند. مطالعه خلاصه جزوات هم بسیار کاربردی و موثر است.

* به نظر شما، باید به کنکور با دیده ی تصمیمی سرنوشت ساز نگریست؟ آیا قبول نشدن در کنکور یعنی شکست؟ قبول شدن یا نشدن چه اندازه می تواند بر آینده شغلی و اجتماعی دانش آموز اثر بگذارد؟

متاسفانه در جامعه ی حاضر ملاک شخصیت اجتماعی و شغلی افراد، سطح تحصیلات آن هاست. در حالی که در خارج از کشور، موضوع مورد اهمیت مهارت فردی برای اجرای کارهاست. یک مکانیک شاید بتواند در آمدی بسیار بالاتر از یک مهندس مکانیک کسب کند و دلیل آن همین بحث مهارت شغلی ست. چرا که تجربه کاری او را در شغل خود موفق کرده است. در بسیاری رشته ها نیز به همین ترتیب است. اینکه جامعه ی ما جامعه ی تحصیل کرده ای باشد خوب است اما تحصیلات بدون تقویت مهارت بی فایده است. چه بسا در بسیاری از شرکت ها یا کارخانه ها می بینیم کسانی استخدام می شوند که تحصیلات دانشگاهی ندارند و کارفرما توانایی او را با میزان مهارتش در اجرای کار می سنجد. خوشبختانه جامعه حاضر دارد به سمت مثبتی قدم بر می دارد و پس از سال ها که تحصیلات ملاک کار یا شخصیت اجتماعی به حساب می آمد، این روزها مهارت در کسب در آمد نقشی مؤثر ایفا می کند.

* فکر می کنید چقدر شیوه ی فعلی آموزش و پرورش در تقویت مهارت ها اثرگذار است؟

متاسفانه نظام آموزشی ما با اشکالات قابل توجهی مواجه است. به عبارتی می کوشد که دانش آموزان را در یک نظام حفظی بار بیاورد. در حالی که باید دبیران و معلمان تلاش کنند مفاهیم درسی را برای شاگردان خود بشکافند تا دانش آموزان مطالب را تا مدت ها به خاطر بسپارند. نه اینکه مطالب را حفظ کنند و پس از مدتی فراموش کنند. اینکه یک معلم یا دبیر پیش از حضور در کلاس مطالبی را حفظ کرده باشد و با شروع کلاس آن مباحث حفظی را به دانش آموز منتقل کند، طبیعتا کمکی به گسترش خلاقیت و مهارت های دانش آموزان نکرده است. امید است که تغییر خوبی در نظام آموزشی ما صورت بگیرد و کنکور تنها معیار موفقیت در زندگی دانش آموزان محسوب نشود.

  • المیرا شاهان

احسان شاه حسینی

تست

کنکور