سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی
طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۳
تیر

azam saadatmand

شعر سرودن کار آسانی نیست؛ این را آن‌ها که اهل دل‌اند و تا امروز دنبال روش‌های مکانیکی برای تولید شعر نگشته‌اند، به‌خوبی درک می‌کنند. شعر باید خودش بیاید! و در آخر بنا به تجربه، باید دستی به سر و گوش آن کشید که مرتب و شُسته‌رُفته بنشیند گوشه‌ای از دفتر شاعر. بنابراین تلاش آن‌ها که سال‌ها کوشیده‌اند که با کلمات و بازی‌های زبانی و ترفند، لباس زیبایی تن شعرشان کنند که در این جشنواره و آن کنگره خوش بدرخشد و خریدار داشته باشد، تلاشی بی‌مورد است. سینۀ درخشان تاریخ، تنها حافظ نام‌هایی‌ست که وفادارِ دل مانده‌اند؛ نه در بندِ کف و هورای زودگذر رفیقان! همۀ این‌ها را گفتم برای ذکر این حقیقت: «اعظم سعادتمند»، بی‌اغراق و بیتعارف، از شاعرانِ دستۀ اول است. شاعری که برای «گنجشک‌های پاییز» و «باران پس از برف» غزل‌هایی ناب سروده و آخر بار «لیلیِ آذر» را به دنیای شعر تقدیم کرده است.

 

*اردیبهشت سال گذشته مجموعه شعرِ «لیلیِ آذر» برای نخستین‌بار از سوی انتشارات شهرستان ادب منتشر شد و توجه بسیاری از شاعران صاحب‌نام را به خود معطوف کرد، قبل از هر چیز بگویید وجه تسمیۀ این مجموعه چیست؟

«لیلیِ آذر»، نام و نام خانوادگی این مجموعه است، زنی که سرد و‌ گرم روزگار را چشیده و ابعاد مختلف زندگی را تجربه کرده. توامان هم سرد است و هم گرم. و مهم‌تر از همه عاشق. از طرف دیگر شاعر این مجموعه سال‌هاست در خیابان آذر (واقع در شهر قم) سکونت دارد.

*با توجه به ویژگی‌های مثبت و تفاوت این اثر با سایر مجموعه‌های شعر که هر ساله متولد می‌شوند، فکر می‌کنید دلیل این‌که رسانه‌ها آن‌طور که باید به «لیلیِ آذر» نپرداختند، چیست؟

شاید مهم‌ترین دلیلش این باشد که برای رسانه‌ها شعرِ خوب اهمیت ندارد، بلکه اشخاص مهم هستند، اشخاصی که به هر دلیلی شهرتی کسب کرده باشند. از طرف دیگر، دیده شدن مقداری هم به ویژگی‌های شخصیتی شاعر بستگی دارد، شاعرانی مثل من که اعتقاد دارند «مُشک آن است که ببوید نه آن‌که عطار بگوید»*، در دنیای تبلیغات، جایی نخواهند داشت. همین‌طور دیده شدنِ یک شاعر تا حدی هم به فضای شعری شهری که در آن زندگی می‌کند بستگی دارد؛ قطعا ساکنِ پایتخت بودن امتیاز بزرگی‌ست و شاعرانِ متوسطِ ساکن تهران بیشتر از شاعران خوب دیگر شهرها مورد توجه قرار می‌گیرند. با تمام این اوصاف، معتقدم شعر خوب هر وقت باشد دیده خواهد شد... این مسایلی که مطرح کردم روند دیده شدن را سرعت می‌دهند و البته خیلی دلم می‌خواهد به نقطه‌ای برسم که دیده شدن یا دیده نشدن برایم اهمیتی نداشته باشد.


ادامۀ این گفتگو را اینجا بخوانید.


منتشر شده در ماهنامۀ نزدیک و سایت شهرستان ادب
  • المیرا شاهان
۲۳
تیر

لیلی آذر

در سال‌های اخیر، بازار نشر کتاب‌های شعر و داستان حسابی داغ بوده و هست. بعضی از ناشران به‌طور اختصاصی به انتشار مجموعه‌های شعر پرداخته‌اند و لقب «ناشر تخصصی کتاب‌های شعر» را به خود اختصاص داده‌اند و برخی مخلوطی از آثار نظم و نثر را به مخاطبان این دو حوزه ارائه کرده‌اند.

اما تمرکز ناشران بر یک حوزۀ خاص و تشویق شاعران جوان به انتشار مجموعه شعر، هر ساله کتاب‌های شعر بسیاری را وارد بازار کتاب می‌کند که برخی به سود شاعر و برخی موجب ضرر او می‌شوند؛ آن‌ها که از انتشار کتاب‌شان متضرر خواهند شد غالباً آن‌دسته از شاعران جوانی هستند که بنا به تعارفات معمول نشست‌ها و جلسات شعر، یا تعداد لایک و تشویق مخاطبانِ نه‌چندان ادیبِ فضای مجازی، هوای شاعر بودن برشان می‌دارد و در نخستین قدم و با چاپ اولین مجموعه شعر، شکست می‌خورند. این در حالی‌ست که اولین مجموعه شعرِ هر شاعر، به‌نوعی شناسنامۀ هنری و حاصل سال‌ها ذوق و تلاش او در سرایش است و بدون شک منتقدان این آثار نیز اغلب متوجه این نکته‌اند. بنابراین بخش زیادی از موفقیت یا عدم موفقیت شاعر به نخستین مجموعۀ او متکی‌ست؛ چنان‌چه گاهی اتفاق افتاده شاعری سال‌ها بعد از چاپ اولین مجموعه‌اش، تمام کتاب‌خانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها را برای جمع‌آوری نخستین اثر خود پیموده تا ردّی از کتابش بر جای نگذارد. در این اثنا، عده‌ای - که می‌شود از آن‌ها به عنوان مقلدان و سارقان ادبی یاد کرد - با رجوع به آثار شاعران کهن یا خارجی، مضامین اشعار آن‌ها را به سرقت می‌برند و بعضا خیال می‌کنند با بازسرایی آثار قدیمی یا دور از دست، کار ویژه و جسورانه‌ای انجام داده‌اند، و البته در این باره باید گفت که ماه هرگز پشت ابر نمی‌ماند.

با این حال نمی‌توان منکر تاثیر تبلیغات در فروش و جلب توجه یک اثر در بین مخاطبان ادبیات شد؛ چه بسیار آثارِ به اصطلاح زرد و کم‌ارزشی که با روح هنر و ادبیات بیگانه‌اند و گاهی به خاطر روابط دوستانۀ شاعران با یکدیگر و معرفی‌های نابهجا یا حتی به دلیل جذابیت‌های کاذب خودِ مجموعه شعر، مورد توجه قرار می‌گیرند و سلیقۀ مخاطب را تا حد پایینی تنزل می‌دهند. دوستداران شعر نیز که ممکن است با ویژگی‌های یک اثر ادبیِ فاخر ناآشنا باشند، در معرض مفاهیم مبتذل و سطح پایینی قرار می‌گیرند که به‌راستی نمی‌توان آن‌ها را ذیل عنوان شعر قرار داد.


ادامۀ این یادداشت را اینجا بخوانید.


منتشر شده در ماهنامۀ نزدیک و سایت شهرستان ادب
  • المیرا شاهان