در سالهای اخیر، بازار نشر کتابهای شعر و داستان حسابی داغ بوده و هست. بعضی از ناشران بهطور اختصاصی به انتشار مجموعههای شعر پرداختهاند و لقب «ناشر تخصصی کتابهای شعر» را به خود اختصاص دادهاند و برخی مخلوطی از آثار نظم و نثر را به مخاطبان این دو حوزه ارائه کردهاند.
اما تمرکز ناشران بر یک حوزۀ خاص و تشویق شاعران جوان به انتشار مجموعه شعر، هر ساله کتابهای شعر بسیاری را وارد بازار کتاب میکند که برخی به سود شاعر و برخی موجب ضرر او میشوند؛ آنها که از انتشار کتابشان متضرر خواهند شد غالباً آندسته از شاعران جوانی هستند که بنا به تعارفات معمول نشستها و جلسات شعر، یا تعداد لایک و تشویق مخاطبانِ نهچندان ادیبِ فضای مجازی، هوای شاعر بودن برشان میدارد و در نخستین قدم و با چاپ اولین مجموعه شعر، شکست میخورند. این در حالیست که اولین مجموعه شعرِ هر شاعر، بهنوعی شناسنامۀ هنری و حاصل سالها ذوق و تلاش او در سرایش است و بدون شک منتقدان این آثار نیز اغلب متوجه این نکتهاند. بنابراین بخش زیادی از موفقیت یا عدم موفقیت شاعر به نخستین مجموعۀ او متکیست؛ چنانچه گاهی اتفاق افتاده شاعری سالها بعد از چاپ اولین مجموعهاش، تمام کتابخانهها و کتابفروشیها را برای جمعآوری نخستین اثر خود پیموده تا ردّی از کتابش بر جای نگذارد. در این اثنا، عدهای - که میشود از آنها به عنوان مقلدان و سارقان ادبی یاد کرد - با رجوع به آثار شاعران کهن یا خارجی، مضامین اشعار آنها را به سرقت میبرند و بعضا خیال میکنند با بازسرایی آثار قدیمی یا دور از دست، کار ویژه و جسورانهای انجام دادهاند، و البته در این باره باید گفت که ماه هرگز پشت ابر نمیماند.
با این حال نمیتوان
منکر تاثیر تبلیغات در فروش و جلب توجه یک اثر در بین مخاطبان ادبیات شد؛ چه بسیار
آثارِ به اصطلاح زرد و کمارزشی که با روح هنر و ادبیات بیگانهاند و گاهی به خاطر
روابط دوستانۀ شاعران با یکدیگر و معرفیهای نابهجا یا حتی به دلیل جذابیتهای
کاذب خودِ مجموعه شعر، مورد توجه قرار میگیرند و سلیقۀ مخاطب را تا حد پایینی
تنزل میدهند. دوستداران شعر نیز که ممکن است با ویژگیهای یک اثر ادبیِ فاخر ناآشنا
باشند، در معرض مفاهیم مبتذل و سطح پایینی قرار میگیرند که بهراستی نمیتوان آنها
را ذیل عنوان شعر قرار داد.
ادامۀ این یادداشت را اینجا بخوانید.