سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

سَرو سَهی
طبقه بندی موضوعی

طعمِ خوش!

پنجشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ب.ظ

امامزاده صالح

لحظۀ تحویل سال نود و شش، بی‌قرار و دل‌شکسته رفته بودم امامزاده صالح‌بن‌موسی‌الکاظم(ع). بمب سال نو را که زدند، همان‌طوری که با چشمان اشک‌بار زل زده بودم به گنبد فیروزه‌ای، از خانمِ خادمی که کنار دستم ایستاده بود پرسیدم: «چطور می‌شود این‌جا خادم شد؟» گفت: «باید حتما لیسانس داشته باشی»، گفتم: «دارم»، گفت: «بعد از ایام عید، در ساعات اداری برو پیش خانم لک. اگر خادم بخواهند حتماً خبرت می‌کنند، ان‌شاءالله که بخواهند.» خب... طبیعتا در پوست خودم نمی‌گنجیدم. سال‌ها بود که دلم پر می‌کشید خادم حرم امام رئوف(ع) بشوم اما تحقیق که کردم هیچ‌جوره شرایطم برای خادم شدن جور نبود و راهم نمی‌دادند. حالا کورسوی امیدی پیدا شده بود که بروم خدمت برادر امام رضای مهربان که اگر دل آدم هوای مشهد را کند، رد خور ندارد که به حضرت صالح(ع) بگوید و او، سفارش آدم را پیش برادرش نکند برای سفر به خراسان.

بعد از عید، در گیرودار مشغله‌های دنیا، کاهلی می‌کردم برای رفتن به حرم. چندروز پیش که دلم از دنیا گرفته بود رفتم زیارت. از خادمان حرم سراغ خانم لک را گرفتم، پرسیدند: «می‌خواهی چه کار؟» گفتم: «می‌پرسم برای خادمی.» آب پاکی را ریختند روی دستم که آستان به همین راحتی‌ها نیرو نمی‌گیرد. بعید می‌دانیم قبول کنند. رفتم دور ضریح گشتم و نگاهش کردم. خوب نگاهش کردم حضرت رفیق را که تا امروز هرچه دل‌خوری و دق دلی و غم و غصه بود در دامنش ریخته بودم. دلم می‌خواست حالا که خواسته‌ام دلم را مشغول جایی کنم که از همهمۀ دنیا و کبودی‌ها خالی‌ست، دستم را بگیرد و بگوید «بیا چند ساعتی مهمان من باش، همین یک جا خودم هوایت را دارم و جایت می‌دهم در این مأمن آبیِ آرام...». همان لحظات دختر جوانی که حاجت‌روا شده بود و روی ضریح را پر از گل میخک کرده بود، پیش آمد و دو شاخه میخک داد بهم. وقتی رفت، با دو شاخه میخک سرخ پله‌های رواق معصومیه را آرام‌آرام بالا رفتم و در اتاق خانم لک را زدم. گفت: «ما به همین سادگی‌ها نیرو نمی‌گیریم.» بغضی شدم. «حالا چون ماه رمضان نزدیک است و آستانه شبانه‌روزی شده چند نفری را ثبت‌نام می‌کنیم تا خدا چه بخواهد.» بغضم شکافت و به خودم که آمدم دیدم ثبت نام شدم...

امروز اولین روزی بود که طعمِ خوش «خادم» شدن را چشیدم. چه بغض‌ها که پیش پایم شکست و اشک شد در چشم منِ هیچ‌کاره. چه التماس دعاهایی که شنیدم و چه لبخندهای مهربانی که بر جانم نشست. کاش خدا توانی دهد که این اتفاقات بی‌نظیر را بنویسم... کاش بتوانم بنویسم...


پ.ن: عکس از خودم :)

  • المیرا شاهان

نظرات  (۱۱)

  • مـهـ ـیـار
  • پس التماس دعا... 
    پاسخ:
    واقعا محتاجم، اما چشم.
    خوشا به حالتان!
    التماس دعا.
    خداوند یاورتان!
    پاسخ:
    سلامت باشید. محتاجم به دعای همۀ دوستان.
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • خوشا به حالتون...التماس دعای زیاد:)
    پاسخ:
    زنده باشید :)
    چشم
    شما هم من رو دعا کنید در این شب های عزیز.
  • دل آرام میم سین
  • چه‌قدر خوب! حتما بنویسید :)
    پاسخ:
    ان شاءالله خدا کمک کنه حتما :)
  • محسن رجب پور
  • خیلی عالیه.
    موفق باشید.
    پاسخ:
    ممنونم
    همچنین :)
    چقدر عالـی! :)
    خوشا به سعادتتون! التماس دعا :)


    پاسخ:
    سلامت باشید

    محتاجم واقعا ... اما به روی چشم :)
  • عَقـایِدِ یِکــ رِضــا
  • التماس دعا
    پاسخ:
    محتاجم واقعا...
    چه جالب. خیلی خوبه :)
    منم تا به حال چند بار همین ایده به سرم زده. اما درباره امام رضا. تنبلی کردم :(
    پاسخ:
    منم خیلی دلم می خواست خادم امام رضا(ع) بشم. الان هم خادم برادر حضرت شدن برای منِ کمترین افتخاره واقعا.
    منم چند سال دلم میخواستم شهر ری خادم سید کریم بشم
    چند وقت پیش دوستم رو دیدم اونجا خادم بود
    گفتم منم دلم میخواسته ولی گفتن باید متاهل باشی (دوست من مجرده)
    گفت نه بیا برو پیش فلانی حافظ هستی چی هستی چی هستی قبولت میکنه
    البته اون موقع شرایط نبود
    ولی مهمترش ترسیدم
    خیلی ترسیدم
    شرح این ترس بماند
    اما ..
    خدا قسمت کنه واسه یه ساعتم شده خادم افتخاری حرم امام رضا بشیم :((

    از حس خادم بودن حتما بنویسید .. مشتاقم بخونم

    + من همونم که تو نمایشگاه کتاب شناختمتون :))
    قسمت نشد بیام قاف رو بخرم ولی کتابای خوبی خریدم
    :)
    پاسخ:
    بله شرط اول خادمی در همه جا تاهله.

    منم الان افتخاری ام. یعنی خودم تیک افتخاری زدم.
    ان شاءالله خدا کمک کنه حتما می نویسم.

    + ممنون که شناختید خانوم :) اما از همون روز دوست داشتم اسمتونو بدونم اگه نشونۀ بیشتر نمی دید! :)
    "وقتی دلی" رو هم خریدید؟
  • قاسم صفایی نژاد
  • التماس دعا
    منم همیشه آرزوی خادمی حضرت سیدالکریم رو دارم
    پاسخ:
    محتاجم
    حاجاتتون روا
    ان شاالله که قسمتتون بشه به زودی.
  • 🍁 غزاله زند
  • به به،خوش به سعادتتون :) التماس دعا :) 
    پاسخ:
    ممنونم
    چشم
    محتاجم :)